
[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی سودو تکنولوژی
کد خبر: ۲۷۰۷۵۴
تاریخ انتشار کردن: شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۳ – ۲۰:۰۰
به نقل از بهداشت نیوز حجتالاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، با اشاره به علل کامیابی و ناکامی نظریهپردازی در سرزمین فرمود: ازمایش ها علمی و مدیریتی من مشخص می کند که چهار علت مهم برای کامیابی در نظریهپردازی وجود دارد. علت اول، وجود یک میراث غنی فلسفی و حکمی است که بنیانهای نظریهپردازی را شکل داده است. نظامهای هستیشناسی، معرفتشناسی، انسانشناسی، قیمتشناسی و دینشناسی و پیوند با حکمت به گفتن ارکان این نظریهپردازی نقل می باشند. پیوند حکمت با سنت و مدرنیته نیز چارچوبی عمیق برای مرجعیت علمی و نظریهپردازی فراهم کرده است.
او همین طور گفت: علت دوم، نزاع مبارک بین فلسفه، کلام و عرفان در تمدن اسلامی است. این نزاع تبدیل رشد و بالندگی این دانشها شده و تمدن اسلامی را از نظر علمی و معنوی تحکیم کرده است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: سومین عامل کامیابی، وجود نظریهپردازان حکمتبنیان در تاریخ تمدن اسلامی است. نامهایی همچون فارابی، خوارزمی، ابوریحان، ابنسینا، خواجه نصیرالدین طوسی، شیخ بهایی و علامه طباطبایی همه انها نقش مهمی در شکلگیری فرهنگ نظریهپردازی در تمدن ایرانی-اسلامی ایفا کردهاند. این شخصیت ها توانمندی نظریه پردازی تشکیل کردهاند.
استاد خسروپناه او گفت: چهارمین علت کامیابی، پشتیبانیهای ساختاری از کرسیهای نظریهپردازی و تنوع این کرسیها در سرزمین است. گسترش کرسیهای ترویجی و نقد و نوآوری در دورههای گوناگون به رونق مباحث علمی پشتیبانی کرده است. این کرسیها فرصتی برای تحکیم تعامل های علمی و نقد و نوآوری فراهم کردهاند.
وی در رابطه علل ناکامی نظریهپردازی فرمود: نخستین علت، نگه داری و تکرار نظریههای علوم انسانی مدرن بدون ابتکار و نوآوری است. در تعداد بسیاری از مراکز علمی، به جای اراعه نظرات تازه، نظریات قدیمی فقطً تکرار خواهد شد. این کار مانع پیشرفت علمی میبشود.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه گفت: یکی از عوامل مهم ناکامی در نظریهپردازی، عدم عبور از نظریههای قبل است. این نوشته علتمیبشود که فضای فکری ما در تعداد بسیاری از موارد به تکرار نظریات قبل محدود بشود. عامل دوم، بیتوجهی به پارادایمها، استراتژیها و راه حلهای حاکم بر تحقیق است. در دانشگاهها عمدتاً راه حلهای مقداری، کیفی و ترکیبی تدریس میبشود که زیاد تر تکنیکهای تحقیق می باشند و کمتر به پارادایمها و استراتژیهای کلان پژوهش پرداخته میبشود. اساتیدی که به این پارادایمها و استراتژیها اشراف دارند، طبق معمولً توانایی نظریهپردازی بیشتری از خود نشان دادهاند.
او همین طور گفت: عامل سوم ناکامی نظریه پردازی، عدم آگاهی و ترویج راه حلشناسی مبتنی بر حکمت اسلامی است. در او گفت و گو علوم انسانی اسلامی، زیاد تر بر مفهوم علم دینی و مبانی معرفتشناسی و انسانشناسی پافشاری شده، اما راه حلهای تشکیل نظریه در این حوزه کمتر مورد دقت قرار گرفته است. راه حلهای اجتهادی و حکمی اجتهادی و دیگر راه حلهای بومی مبتنی بر تفکر اسلامی میتوانند به ما در تشکیل نظریه پشتیبانی کنند.
استاد خسروپناه چهارمین عامل ناکامی را نظریهبسندگی دانست و فرمود: وقتی که نظریهای اراعه میبشود، اما به سطوح بالاتر آمادگی و بلوغ فناوری نمیرسد. بلوغ فناوری زیاد تر در علوم فنی و مهندسی نقل شده و ما نیز در شورای عالی انقلاب فرهنگی به جستوجو بومیسازی این مفهوم برای علوم انسانی هستیم. مرحله های تبدیل یک نظریه به عمل و حتی تجاریسازی آن باید در نظر گرفته بشود. این مرحله های میتوانند به رشد نظریهپردازی و پیوند بین نظریه و عمل پشتیبانی کنند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی او گفت: تعداد بسیاری از سیاستگذاران و تصمیمگیران تا این مدت باور ندارند که سیاستگذاری باید مبتنی بر نظریه باشد. برای مثال، هنگامی سندهای معماری، شهرسازی، یا فرهنگی تدوین خواهد شد، باید بر پایه نظریههای مرتبط باشند. عدم دقت به این پیوند بین نظریه و سیاستگذاری علتایجاد جزایر متفرقه و تصمیمگیریهای ناهمگون میبشود. ضعف در این عرصه یکی از عوامل عدم پیوند نظریه و عمل است.
دسته بندی مطالب
[ad_2]