ماهیت گمان چرا احتمال واقعی وجود ندارد و همه محاسبات ذهنیاند؟, مقالهای از مجله سودو تکنولوژی به بررسی فلسفه و علم گمان میپردازد و استدلال میکند که آنچه به عنوان احتمال محاسبه میکنیم، ویژگی عینی جهان نیست، بلکه محصول قضاوتهای ذهنی و فرضیات ما است.دو چهره گمان شانس و نادانیفیلسوف علم ایان هکینگ و آماردان دیوید اشپیگلهالتر گمان را دووجهی میدانند هم بیان شانسِ موضوعی و هم بیان ناآگاهیِ سوژه.

مثال کلاسیک پرتاب سکه این دو را تفکیک میکند پیش از پرتاب، گمان ۵۰٪ شانس است؛ پس از پرتاب و پنهان کردن نتیجه، همان ۵۰٪ تنها ناشی از عدم اطلاع ماست. در هر دو صورت از عدد یکسانی استفاده میشود، اما ماهیت متفاوت است.همه مدلها مبتنی بر فرضیاتاندحتی در علم تجربی، محاسبات احتمال (مانند مقدار در آزمایش دگزامتازون برای کووید-۱۹) وابسته به پیشفرضهایی است استقلال مشاهدات، یکسانبودن ریسک پایه، و عدم تداخل متغیرهای پنهان.

هیچیک از این پیشفرضها در جهان واقعی به طور کامل برقرار نیست، اما اگر سیگنال قوی باشد (مانند اثر دگزامتازون)، نتیجه همچنان سودمند و قابل اعتماد است.تعریفهای کلاسیک گمان و محدودیتهایشانگمان فراوانیگرا تعریف احتمال به عنوان نسبت در تکرار بینهایت؛ در عمل غیرقابل تحقق (فیشر آن را آزمایش ذهنی مینامید).نظریه تمایل احتمال به عنوان تمایل ذاتی رویدادها؛ غیرقابل اثبات و رازآلود.تنها در سیستمهای کنترلشده و تکرارپذیر (تاس، سکه، چرخ رولت، مولکولهای گاز) میتوان از گمان شبهعینی گفت، چون پیچیدگی و آشوب پنهان توزیعهای پایدار میسازند.نتیجهگیری گمان ابزاری است، نه حقیقتدر اکثر حوزهها — از پزشکی و اقتصاد تا پیشبینی آبوهوا و تغییرات اقلیمی — اعداد احتمالی تنها بیانِ عدم قطعیت شناختی ما بر پایه دادهها و قضاوتهای منطقیاند.

ستفاده هوشمندانهتر از ابزارهای احتمالی را ممکن میسازد.