
شرکت خودروسازی فورد بر اساس گزارشی از موتور وان اعلام کرد که قصد دارد ۴ هزار نفر از نیروی کار خود در قاره اروپا را اخراج نماید. این تصمیم در حالی گرفته شده است که غول خودروسازی آمریکایی در سالهای اخیر با کاهش قابلتوجهی در فروش خود در بازار اروپایی روبرو شده است. تحلیلهای دقیقتر نشان میدهد که ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی صنعت خودروسازی در اروپا، فورد را به این نقطه بحرانی رسانده است.
یکی از دلایل اصلی افت فروش فورد در اروپا، تصمیم این خودروساز برای توقف تولید مدلهای محبوب و پرفروش خود مانند موندئو و فیستا بوده است. این خودروها سالها سهم قابلتوجهی از بازار اروپایی را در اختیار داشته و توقف تولید آنها، ضربه سنگینی به سبد محصولات فورد در این قاره وارد آورده است.
فورد با توقف تولید مدلهای کلاسیک خود تلاش کرد تا تمرکز خود را بر روی خودروهای کراساور و برقی متمرکز سازد؛ با این حال، این تغییر استراتژی تا به امروز نتایج مطلوبی نداشته است و ضرورت بازنگری در سیاستهای کلی شرکت به وضوح احساس میشود.
علاوه بر عوامل داخلی، شرایط کلی بازار خودروسازی در اروپا نیز به نفع فورد رقم نزده است. مقررات زیستمحیطی سختگیرانه، عدم قطعیتهای اقتصادی و کاهش تقاضا برای خودروهای برقی، از جمله چالشهایی هستند که خودروسازان در این قاره با آنها مواجهاند. آمارها نشان میدهد که فروش کلی خودروی نو در اروپا در سالهای اخیر ۶.۱ درصد کاهش یافته، در حالی که سهم فورد از این افت به ۱۷.۹ درصد رسیده است. این ارقام به وضوح نشان میدهد که مشکلات فورد فراتر از شرایط کلی بازار اروپا است.
فورد مسئولیت افت فروش خودروهای برقی را بر عهده دولتها و سیاستگذاران اروپایی میگذارد. این شرکت معتقد است که نبود سیاستهای حمایتی مناسب از خودروهای برقی و زیرساختهای شارژ، یکی از دلایل اصلی کاهش تقاضا برای این دسته از خودروها در اروپا محسوب میشود. با این حال، کارشناسان صنعت خودروسازی معتقدند که فورد نمیتواند تمام مشکلات خود را به عوامل خارجی نسبت دهد و باید در تصمیمگیریهای داخلی خود نیز بازنگری جدی انجام دهد.
در سالهای اخیر، فورد سرمایهگذاریهای قابلتوجهی بر روی توسعه خودروهای برقی انجام داده است. مدلهایی مانند کاپری و اکسپلورر که بر پایه پلتفرم MEB فولکسواگن ساخته شدهاند، از جمله محصولات جدید فورد در این حوزه محسوب میشوند. با این حال، تا کنون مشخص نیست که آیا این محصولات میتوانند جایگزین مناسبی برای مدلهای محبوب قبلی فورد باشند و از احیای فروش کلی این شرکت در بازار رقابتی اروپا پشتیبانی کنند یا خیر.
به طور کلی، تصمیم فورد برای کاهش تعداد کارکنان در اروپا از وجود چالشهای بزرگ و پیچیدهای حکایت دارد که این شرکت با آنها روبرو شده است. مجموعهای از تصمیمگیریهای داخلی نادرست و شرایط نامناسب بازار، فورد را به این حالت رسانده است. برای خروج از این بحران، فورد نیازمند بازنگری جدی در برنامهها و استراتژیهای خود است. با توجه به تغییرات مداوم بازار خودروی نو، محصولات و خدمات این شرکت نیز باید دگرگون شوند و با شرایط جدید سازگار گردند.
END