
چرا تلسکوپ جیمز وب نمیتواند जीवन را تشخیص دهد؟, چرا تلسکوپ فضایی جیمز وب به گمان زیادً هیچ زمان نمیتواند آثار حیات فرازمینی را اشکار کند؟ این سؤال در میان محققان فضا مباحث زیادی را تحت الشعاع قرار داده است. در این مقاله به بررسی دلایل علمی و تکنولوژیک این محدودیت میپردازیم. شواهد قطعی حیات روی سیارهای دوردست همانند هیچ زمان قرار نیست بهطور ناگهانی برای ما آشکار شوند.
این سیاره نزدیک به ۱۲۵ سال نوری با ما فاصله دارد. جوهای سیارهای ساختار پیچیدهای دارند و این فاصلهی زیاد، فهمیدن آنها را سختتر میکند. طیفسنجی انتقالی، رویکردی که ازطریق تجزیهوتحلیل نور عبوری ستاره از درون جو سیاره به تشخیص گازهای حاضر در آن جو میپردازد، ابزاری قوی محسوب میبشود؛ اما با چالشهای بزرگی مواجه است. نور ستارهی میزبان میتواند نتایج طیفسنجی را آلوده کند و استخراج دادهها نیز کار آسانی نیست.
، نقش مهم جیمز وب این است که فهمیدن جامعتری از سیارههای فراخورشیدی و جو آنها فراهم کند.
در مقاله آمده است شناسایی دقیق سیارههای سنگی یا زیرنپتون با تلسکوپ جیمز وب کاری زیاد پیچیده است و ما را از ایدهی یافتن یک گاز زیستامضا قطعی دور میکند. یکی از مشکلات جیمز وب در طیفسنجی انتقالی سیارههای سنگی و زیرنپتون این است که این تلسکوپ درواقع فقط برای سیارههایی که به دور ستارگان کوتوله سرخ میچرخند، مناسب است.
از آنجایی که این ستارگان کوچکترند، سیگنال سیارههای درحال گذر از روبه رو آنها بهتر دریافت میبشود.
نویسندگان توضیح خواهند داد از آنجایی که ستارگان نوع M بین نصف تا یکدهم اندازهی خورشید ما می باشند، سیگنال طیفسنجی انتقالی آنها نزدیک به چهار تا صد برابر نیرومندتر از ستارگان هماندازه با خورشید است. بااینحال، خود ستارگان M نیز چالشهای خاص خود را دارند. مشکل اینجا است که کوتولههای سرخ فعالتر از ستارگان خورشیدمانند می باشند.
بهنقل از پژوهشگران، فعالیت مغناطیسی بالا در آنها به شکل لکههای ستارهای، نواحی درخشان و شرارهها دیده میبشود که طیفها را آلوده میکند نویسندگان مقاله اشاره میکنند که در منظومهی معروف تراپیست-۱، ستارهی کوتولهی سرخ دادههای طیفسنجی را بهشدت آلوده کرده است. باید درنظر داشت که نیز به دور کوتولهای سرخ میچرخد.
نتیجهگیری کلی این است که در حالی که تلسکوپ جیمز وب قویترین ابزار روز برای مطالعه جوهای سیارهای است، انتظار یافتن یک نشانه از حیات از طریق یک ölçش طیفسنجی واحد é نیست. باید تکیه بر دادههای چندگانه، مدلسازی پیشرفته و ترکیب روشهای مشاهداتی مختلف بود تا به تدریج به پاسخهای قابل اعتمادتر دست یابیم.