
چگونگی تعامل با مشتریان تأثیر مستقیم بر وفاداری آنها دارد و کلیدی برای موفقیت بخش خدمات مشتریان است. مشتریان راضی نه تنها خودشان به شما باز میگردند، بلکه دیگران را نیز به شما معرفی میکنند. در مقابل، مشتریان ناخشنود شکیبای نارضایتی خود را با دیگران درمیآورند و این میتواند به از دست دادن مشتریهای بالقوه و جذب آنها به رقبا منجر شود.
در ادامه، تواناییهای «گریگوری سیوتی» (Gregory Ciotty) برای تقویت بخش خدمات مشتریان را مرور میکنیم.
🔗 بیشتر بخوانید: چرا دیوار داخل بورس نشد؟ بازدید مانع ها و چالشهای ورود دیوار به بازار سرمایه_سودو تکنولوژی
خدمات مشتریان شامل مهارتهای خاصی است و هر کارمندی که مستقیماً با مشتری سروکار دارد، باید با این مهارتها آشنا باشد. بدون این تواناییها، شما یا کسبوکارتان را در عرصه خدمات مشتریان به یک فاجعه تبدیل میکنید یا دلایل ناامیدی مشتریهایتان میشوید و بهراحتی آنها را از دست میدهید.
خوشبختانه، مهارتهایی وجود دارد که هر یک از اعضای تیم پشتیبانی میتواند یاد بگیرد و کیفیت گفتگوهایشان با مشتریان را به صورت شگفتانگیزی ارتقا دهد.
🔗 بیشتر بخوانید: انواع شرطی سازی و کاربرد آن در انگیزش کارکنان_سودو تکنولوژی
در ادامه، ۱۵ مورد از مهمترین مهارتها را برای تخصص در این شغلی پراهمیت شرح میدهم.
مهارتهای مهم خدمات مشتریان
امروزه کثیر از مقالات کسبوکار درمعرّف مهارتهای خدمات مشتریان میپردازند و در میان این مهارتها، «مهارت ایجاد ارتباط» بیشترین توجه را به خود جذب میکند.
نمیخواهیم بگوییم این ویژگی heltاً غلط است، بلکه میخواهیم بگوییم که خیلی مبهم و عمومی بیان شده است و نمیتواند آنطور که باید، به افرادی که决意为 در مواقع شغلی بخش پشتیبانی شرکت کار کنند، کمک کند. علاوه بر این، کارآفرینان و مؤسسانی که زمان استخدام Individuals بسیار مهمی که مسئول مراقبت از مشتریانشان هستند، به جستجوی مجموعه درست از مهارتها میپردازند، نیز نمیتوانند از این ویژگی کلی منفعتگیری کنند.
با توجه به نکات گفتهشده، میخواهیم به مهارتهای خاصی بپردازیم که هر کارمند بخش خدمات مشتریان میتواند بهدست آورد تا بهترین تعامل را با مشتریانی که روزانه با آنها در ارتباط است، داشته باشد.
۱. مهارت شکیباییبایی
اگر از نظر شما شکیبایی مهمترین مورد در لیست مهارتهای خدمات مشتریان نیست، بهتر است ادامه این مقاله را نخوانید.
شکیبایی نه تنها برای مشتریان مهم است (چون هرگاه که گیج و سردرگم شوند، به بخش پشتیبانی میآیند)، بلکه برای کسبوکار در مقیاس بزرگ نیز ضروری است. ثابت شده است که «خدمات کند ولی مناسب»، همیشه بهتر از خدمات سریع ولی ناکافی است. یقیناً منظور ما این نیست که در خدمات که به مشتریانتان ارائه میدهید، کند و عصبی عمل کنید!
德里ک سیورز (Derek Sivers) نظر خود را دربارهٔ خدمات «آهستهتر» به این شکل تعریف میکند: «تعاملی که در آن زمان صرفشده با مشتریان، برای درک بهتر مشکلات و نیازهایشان نسبت به منافع شرکت باشد.»
اگر هر روز با مشتریان در ارتباط هستید، وقتی که آنها سردرگم و fractured به سمت شما میآیند، حتماً صبور بمانید و زمان کافی برای فهمیدن نیازشان صرف کنید. مشتریان ترجیح میدهند خدمات با کیفیت دریافت کنند تا اینکه کارشان به سرعت و به صورت ناتمام انجام شود و زودتر از رفتند!
۲. مهارت دقت
به آنچه مشتریانتان میگویند، واقعی گوش بدهید. این مهارت برای ارائه خدمات مناسب، بسیار حیاتی و ضروری است.
شما نه تنها باید به واژگان و عباراتی که مشتریان برای توصیف مشکلاتشان از آن استفاده میکنند، دقت کنید؛ بلکه باید بفهمید و به بازخوردهایی که دریافت میکنید نیز توجه داشته باشید.
برای نمونه، مشتریان ممکن است صریحاً نگویند، اما ممکن است این احساس بین مخاطبانتان وجود داشته باشد که وبسایت یا سامانه ارتباطیتان به درستی کار نمیکند. مشتریان تمایل ندارند بگویند: «لطفا سامانه ارتباط با مشتریانتان را ارتقا دهید!» اما ممکن است بگویند: «نمیتوانم دکمه جستجو را ببینم» یا «دکمهی عملیات فلان کجاست؟»
سعی کنید بفهمید مشتریانتان تصمیم دارند چه چیزی را بدون بیان مستقیم، به شما بگویند.
۳. مهارت انتقال صحیح مطلب
حتماً به وضوح به مشکلات حاضر رسیدگی کنید. مشتریان نیازی به شناخت زندگی شما ندارند یا دوست ندارند بدانند روزتان چگذشته است.
مهمتر این است که باید حواستان به این باشد که مشتریان کیفیه رفتار ارتباطی شما را چطور درک میکنند. هرگاه متوجه شدید که یک موقعیت را زیر سؤال میبرید، طرف احتیاط را در پیش بگیرید.
یک مثال: آخرین بار که برای تعمیر ماشینم به کارواش رفتم، یکی از کارکنان گفت که صورتحسابم شامل تخفیف میشود. اما موقع پرداخت، متوجه شدم که تخفیف صرفاً وقتی اعمال میشود که صورتحساب بیش از ۲۰۰ هزار تومان باشد. احساس بدی داشتم! یقیناً آن کارمند معذرتخواهید و من فکر کردم شاید خطای اتفاقی بوده (چون او فقط آنجا کار میکرد)، اما بعد از این سوءتفاهم دیگر به آن کارواش برنگشتم.
زمانی کهポイント مهمی در میان است که باید برای مشتریان به وضوح بگویید، آن را ساده بیان کنید و هیچ جای شک و شبههای باقی نذارید.
۴. مهارت شناخت محصول
کارمندان موفق شناخت عمیقی از toward کارکرد محصولات شرکت خود دارند.
منظورم این نیست که همه اعضای تیم باید بتوانند محصول را ساخت و طراحی کنند، اما ترجیحاً باید از عملکرد و inneren کارکرد محصولات آware باشند، دقیقاً مثل مشتریایی که روزانه از آن استفاده میکنند.
بدون شناخت محصول خود، نمیتوانید هنگام گزارش مشکلات به مشتریان پشتیبانی کنید.
۵. مهارت بهرهگیری از «ادبیات مثبت»
توانایی ایجاد تغییرات مثبت در کلماتی که هنگام بحث با مشتریان بهکار میبرید، تأثیر زیادی بر رضایت مشتریان خواهد داشت.
زبان و ادبیات بخش مهمی از فرآیند متقاعدسازی است و افراد (بهویژه مشتریان) بر پایهٔ زبانی که بهکار میبرید، درمورد شما و شرکتتان 취ích خواهند داشت.
یک مثال: فرض کنید مشتری که به یک محصول خاص علاقهمند است، با شما تماس میگیرد؛ اما آن محصول تا ماه آینده موجود نیست.
تغییرات کوچک که در «ادبیات مثبت» به کار میروند میتواند تأثیرسیزی بر این داشته باشد که مشتری چطور پاسخ شما را دریافت میکند.
بدون ادبیات مثبت: «من نمیتوانم این محصول را تا ماه آینده به دستتان برسانم. چون موجودی انبار تمام شده و الآن در دسترس نیست.»
با ادبیات مثبت: «این محصول ماه آینده به دستمان میرسد. اما من میتوانم همین اکنون درخواست شما را ثبت کنم و به فور رسیدن به انبار، برایتان ارسال کنم.»
مثال اول منفی نیست، اما لحن آن حس تند و رفتار نامناسب کارمند را vermitteln میکند و میتواند سبب سوءتفاهم در مشتری شود.
یقیناً مثال دوم همان پیام را میدهد (که محصول حاضر نیست)، اما به جای تمرکز بر منفیها، بر این متمرکز است که مشتری چطور و چه زمانی میتواند به راهحل مورد نظرش برسد.
۶. مهارت بازیگری
برخی اوقات با افرادی برخورد خواهید کرد که هیچ زمانی نمیتوانید راضیشان کنید.
شرایط خارج از کنترل شما (مثلاً طرف روز بد داشته باشد یا بهطور ذاتی فرد شکاک و تننگر باشد) بر برنامه روزانه خدماتیتان تأثیر خواهد داشت و شما با این گونه مشتریان سمی و عصبیخورده مواجه خواهید شد که بهنظر میرسد مقصدشان صرفاً Januān شما باشد.
هر نماینده خدمات مشتریان که کارش را بلد باشد، تواناییهای پایهای بازیگری دارد که برای حفظ وضعیتی اصیل و خوش созда (رغم ارتباط با افرادی که ممکن است خشمگین و بداخلاق باشند)، ضروری است.
۷. مهارت مدیریت زمان

با وجود اینکه همواره تأکید داشتهام که باید زمان کافی را با مشتری و برای رفع مشکلش اختصاص دهید، اما برای این نیز حد وجود دارد و باید نیازهای مشتری را به شکل کارآمد برطرف کنید.
مسئله این است که وقتی متوجه شدید که برای یک مشتری مشخص، کار فرد دیگری از دست شما بر نمیآید، باید این مهارت را به کار ببرید. کارمندی که وظیفش را بلد باشد، وقتی که راهحل یک مسئله را نمیداند، به سراغ کسی میرود که بتواند مشکل را حل کند.
khi میدانید در حوزهای به جز تلفکردن زمان خودتان و مشتری، نتیجه دیگری نمیگیرید، مطلب را بینتیجه بالا و پایین نکنید.
۸. مهارت «خواندن» مشتری
همیشه نمیتوانید مشتریانتان را روی رو ببینید و در تعداد زیادی از مواقع، احتمالاً صدای مشتری را نیز نمیشنوید. اما این مقاله شما را از درک برخی اصول اولیه روانشناسی رفتار و توانایی خواندن وضعیت روانی کنونی مشتری معاف نمیکند. این بخش مهمی از فرآیند شخصیسازی است؛ چون نیازمند شناخت مشتریان برای شکل دادن به یک توانایی شخصی برای آنهاست.
مهمتر از آن، این مهارت به این دلیل الزامی است که شما تصمیم نگیرید که گفتههای مشتری را نادرست درک کنید و در نهایت به دلیل سردرگمی و سوءتفاهم، او را از دست بدهید!
اگر به نشانههای دقیق وضعیت فعلی مشتری، سطح صبر، شخصیّت و موارد دیگر مربوط به مشتریان دقت کنید، در نگهداری تعاملات مثبت با مشتریانتان موفق خواهید بود.
۹. مهارت حفظ血 Sardی
کلمات بسیاری برای توصیف این نوع وجود دارد: «حفظ سکون»، «بهماندن آرام در زمان سختی» و غیره، اما همه اینها چیزی را نشان خواهند داد: تواناییهای برخی افراد که وقتی وضعیت شلوغ و ناراحت میشود، برای حفظ آرامش و حتی تأثیرگذاری بر دیگران دارند.
من چندین بار در موقعیتهای نامتعارف قرار گرفتهام و میتوانم به حق بگویم که دلیل عمده این است که به برخی شرکتها وفادار ماندهام، این بوده که تیم خدمات مشتریانشان توانایی داشتهاند که با پشتیبانیهایشان، من را از دیوانه شدن به شدت نگرانی و سردرگمی بازدارند.
بهترین نمایندگان خدمات مشتریان میدانند که نباید به یک مشتری عصبانی اجازه دهند که سکونشان را به هم بزند. در حقیقت، وظیفهٔ آنها این است که در برابر مشتریای که فکر میکند درatua با این مشکل دنیا دارد از هم میپاشد، مثل سنگی محکم باشند.
۱۰. مهارت تمرکز بر اهداف
قرار دادن این ویژگی در فهرست مهارتهای مورد نیاز یک کارمند خدمات مشتریان، ممکن است ابتدا شگفتانگیز بهنظر برسد. اما به شما مطمئن میدهم که بسیار مهم است.
مربوط به تخصصان خدمات مشتریان اثبات کردهاند که دادن полнойی بیحد و شرایط به کارمندان برای惊艳 کردن مشتریان به طور مداوم، نتیجهای که بسیاری از کسبوکارها انتظارش را دارند، به دست نمیآید. چون این کار هدفمحوریت کارمندان را به وجود میآورد. در حالی که اهداف کسبوکار و رضایت مشتریان میتوانند بههم{bashad} دست یابند، بدون اینکه به weakบริการ منجر شوند.
استناد به چارچوبهای مانند «شاخص برسی رضایت مشتری» میتواند به کسبوکارها کمک کند تا راهنماییهایی برای کارمندانشان ایجاد کنند که برای مدیریت مشتریان به صورت مورد به مورد، آزادی بیشتری داشته باشند، اما میتوانند از راهحلهایی که در advantageous هستند و از راهحلهای ساختاریافته برای مشکلات متداول و پیشپا افتاده نیز استفاده کنند.
۱۱. مهارت مدیریت موارد پیشبینینشده
برخی اوقات دنیای خدمات مشتریان شما را بهطور�יגیرمیده couvre.
احتمالاً مشکلی که با آن روبهروید، در راهنمای شرکت خاصی ذکر نشده باشد یا احتمالاً مشتری آنگونه که انتظارک را داشتهاید، واکنش نشان ندهد.
هر موردی که باشد، بهترین کار این است که بهعمق فکر کنید و تصمیم بگیرید. اما بهتر از این است که در ارتباط با این چنین مواقع، رهنمودهایی برای خودتان تنظیم کنید.
برای مثال، فرض کنید میخواهید برای وقتی که با مشتریای که یک مشکل با محصول دارد روبهرو میشوید و شما قبلاً هیچوقت آن را بررسی نکردهاید، یک سامانه سریع و کارآمد بسازید.
- چه کسی؟ یکی از مواردی که باید فوراً تصمیم بگیرید، این است که فردی که قرار است مشتریتان را به او ارجاع دهید، کیست. مدیر اجرایی ارشد (CEO) ممکن است بتواند به شما کمک کند، اما شما nemożید هر بار که سؤال داشتید به او بروید. یک زنجیره منطقی برای خودتان تعریف کنید. به این صورت، دیگر در مورد ارجاع مشکل به چه کسی، سردرگم نخواهید بود.
- چه چیزی؟ وقتی حل یک مسئله بهطرز قابلتوجهی خارج از توان شما است، چه اطلاعاتی را بهافرای بالادستتان ارجاع خواهید داد؟ گفتگو کامل شما با مشتری؟ فقط بخشهای مهم از گفتگو؟ یا احتمالاً فقط نکات مهم را میگویید و مثال هم میزنید؟
- چگونه؟ وقتی زمان میرسد که فرد دیگری را در جریان قرار دهید، چگونه با او تماس خواهید گرفت؟ برای مثال، ما در «چگونه» ترجیح میدهیم که مشکلات کوچک را از طریق گفتگو در بخش دیدگاهها حل کنیم و مسائل بزرگتر و پیچیدهتر را از طریق ایمیل پیگیری کنیم.
۱۲. مهارت متقاعدسازی
به گمان muitos انتظارش را نداشتید که این مورد را اینجا ببینید!
کارکنان تجربهدار خدمات مشتریان، میدانند که زیادتر مواردی دریافت خواهند کرد که بیشتر از هر مکان curiosité درمورد محصولات شرکت ارسال شدهاند تا اینکه مشتری واقعاً مشکلی با محصول داشته باشد.
بهویژه هنگامی که ایمیل شما در وبسایت شرکت برای مشتریان در دسترس باشد.
برای اینکه تواناییهایتان را واقعاً بهبود بخشید، باید تا حدی در مهارت متقاعدسازی استرد باشید تا بتوانید مشتریان علاقهمند و motivated را قانع کنید که محصول شما برایشان مناسب است ( یقیناً اگر واقعاً چنین باشد!).
این نوشته نیست که در هر ایمیل، یک سخنرانی کامل برای فروش انجام دهید؛ بلکه این نوشته است که فقط به این دلیل که شما توانایی انتقال این مطلب را ندارید که محصول شرکت شما ارزش خرید دارد، اجازه ندهید مشتریان بالقوهتان از دستتان بروند!
۱۳. مهارت استقامتی و اشتیاق انجام کار

هنگامی که بخواهید خدماتی را ارائه دهید که صدا شوی آن در میان مردم geprägt شود، داشتن اخلاق کاری عالی و اشتیاق انجام وظایفی که باید انجام شوند، کلیدی است.
تعداد زیادی از داستانهای بهیادماندنی درمورد خدمات مشتریان (که تعداد زیادی از них تأثیر grandeurی بر کسبوکارها داشتهاند) توسط کارمندی بوجود آمده است که باháтакарِ عظیم و آیندنگری خود، مشکل موجود در سازمانش را حل کرده است.
به یاد داشته باشید که مشتریهای شما نیز انسان هستند و دانستن این که попыт کوšen énormی با ۱۰ برابر اثر به خودتان بازمیگردد، باید انگیزه محرک شما باشد تا هرگز به مشتریانتان با ارائه خدمات ضعیف، خیانت نکنید.
۱۴. مهارت جلب رضایت و اطمینان مشتری
به این معنی که بتوانید گفتوگویتان را با مشتری به صورت volledig رضایتبخش (یا تا حد قابل قبول رضایتبخش) به پایان برسانید و به مشتری این حس را منتقل کنید که همه چیز حل شده است (یا حل خواهد شد).
قبل از هر چیز، مشتریان دوست دارند یقین داشته باشند که شما به مشکلاتشان رسیدگی خواهید کرد. پس حتماً زمان لازم را برای این کار اختصاص دهید و مشتریانتان را آگاه کنید که تمام مسائلی که نقل کردهاند، volledig حل خواهند شد.
اشتیاق شما برای انجام این کار، سه مسئله مهم را به مشتری منتقل میدهد:
۱. شما به رفع مشکل اهمیت میدهید.
۲. تا زمانی که مشکل رفع نشود، به попыт خود ادامه خواهید داد.
۳. «مشتری» تشخیص میدهد که مشکل رفع شده است یا نه.
حینیکه شما مشتریتان را به جایی ببرید که بگوید: «بله، همه چیز در Ordnung است!» آنگاه کار شما را بهطور عالی به پایان رساندهاید.
۱۵. مهارت اشتیاق به یادگیری
با دقت به این که تا اینجا مقاله را خواندهاید، به گمان خیلی است که این مهارت را نیز دارید (مبارک باشید!).
این مورد احتمالاً generalityترین مهارت در این فهرست باشد، اما واقعاً الزامی است.
افراد که به دنبال ارتقا تواناییهایشان نیستند (چه آن توانایی ساخت محصول باشد، یا کسبوکارهای بازاریابی یا پشتیبانی مشتریان)، از کسانی که تواناییهایشان را بهبود میبخشند، عقب خواهند ماند.
چقدر عالی است که تیم ارائه خدمات مشتریان یک استارتاپ، در حالی که خدماتش را به مشتریان ارائه میدهد، بتواند تواناییهایش را هم ارتقا بدهد.
چالشها و مشکلات معمول نیروهای انسانی بخش خدمات مشتریان

اکنون که با ۱۵ تا از مهارتهای مورد نیاز کارمندان خدمات مشتریان آشنا شدیم، لازم است که در رابطه چالشها و مشکلاتی که در این فرآیند dammit کارمندان خواهد شد نیز صحبت کنیم. شناخت چالشهای معمول این حوزه،amedیใбудет که برای مواجه شدن با آنها آماتر باشیم و تصمیمات منطقیتری بگیریم. اما این چالشها شامل چه مواردی است؟ در ادامه این چالشها را با یکدیگر مرور میکنیم:
مشتریان ناخشنود و عصبانی
طبیعی است که هر سازمان یا کسبو کار تعدادی مشتری ناخشنود داشته باشد. اما مشکل مهم اینجاست که مشتری شما به حدی عصبانی باشد که نتوانید به هیچ طریقه او را راضی کنید. مشتریان اساساً وقتی که خدمات موردنظرشان را دریافت نمیکنند یا این که محصولی که خریدهاند به انتظاراتشان نбриسد، عصبانی میشوند. کاری که بخش خدمات مشتریان میتواند انجام دهد این است که با utteranceهای همدلی مثل «من شما را درک میکنم» یا «متوجه ناراحتی شما هستم و سعی میکنم این مشکل را رفع کنم»، خشم و اضطراب اولیه مشتری را کاهش دهد.
حجم زیاد خواستها در زمانهای خاص
در برخی زمانهای خاص همانند روزهای پیش از نوروز یا در فصول حراج، تیم خدمات مشتریان با تعداد بسیاری از درخواستها روبهرو خواهند شد که این خود یک چالش بسیار بزرگ محسوب میشود. افزایش زمان انتظار مشتریان و کاهش کیفیت پاسخگویی از جمله مواردی است که در نهایت میتواند به نارضایتی مشتری منجر شود. به همین دلیل هر کسبوکار و سازمانی باید برنامهریزیهای ویژه خود را برای این چنین روزها داشته باشد. استفاده از سیستمهای CRM و چتباتها میتواند در کنار منابع انسانی به مدیریت این Situation یاری رساند.
عدم داشتن اطلاعات مورد نیاز در مورد خدمات یا محصول
از دیگر چالشهایی که میتواند در حوزه خدمات مشتریان رخ دهد، نداشتن اطلاعات کافی نیروی انسانی از خدمات یا محصول سازمان است. این موضوع میliebenد که پاسخهای آنها به سوالات مشتریان ناقص باشد و این نوشته اعتماد مشتری را 감소 خواهد داد. از سوی دیگر، ارجاع مشتری به بخشهای گوناگون برای کسب اطلاعات بیشتر میتواند علت نارضایتی بیشتر او باشد. از این رو منطقی است که جلسات آشنایی با محصولات و خدمات و اینگونه دورههای آموزشی برای نیروهای بخش خدمات مشتریان در نظر گرفته شود.
مشتریان پرخاشگر و غیرمنطقی
گاهی اوقات تعدادی از مشتریان رفتار تنشآور، پرخاشگر و بیادبانه دارند و انتظارات آنها نسبت به شما غیرمنطقی است. کنترل رفتار در این شرایط دشوار است و این مورد نیز از چالشهای مهم بخش خدمات مشتریان محسوب میشود. در این स्थिति ملزم است که نیروی انسانی خود را落ち着 đồng الحفاظ کند و مرز رفتار و شیوه برخورد را به مشتری یادآور سازد. در صورتی که این روش کار مؤثر نبوده باشد ارجاع به مدیران نیز از گزینههای موجود است.
فرسودگی کارکنان
از آنجایی که نیروی انسانی خدمات مشتریان بهطور پیوسته با اکثریت مردم در تعامل است و با توجه به فشارهای پیوسته کاری و انتظارات زیاد از آنها، حساب فرسودگی نسبت به بخشهای دیگر زیادتر خواهد بود. کاهش انگیزه، استرس پیوسته و خستگی از جمله عوامل است که میتواند بر کیفیت خدمات مشتریان اثر بگذارد. به همین دلیل مهم است که حتماً سازمانها و کسبوکارها زمانهایی را برای گفتوگوی بیشتر با کارکنان و створان یک فضای کاری مثبت اختصاص دهند.
