تحلیل تضادهای روسیه و سوریه با استراتژیهای تحریرالشام در شمال سوریه, روابط پیچیده میان دولتهای روسیه و سوریه از یک سو و گروه تحریرالشام از سوی دیگر، یکی از چالشبرانگیزترین معادلات جغرافیاسی در شمال سوریه محسوب میشود.

این تضادها ریشه در تفاوتهای ایدئولوژیک، اهداف نظامی و منافع منطقهای دارند که تداوم درگیریها را در استانهای ادلب، حلب و حومههای آنها تضمین کردهاند.ریشههای ایدئولوژیک و استراتژیک درگیریتحریرالشام به عنوان قدرتمندترین گروه اپوزیسیونی در شمال غربی سوریه، بر پایه تفکر سلفی-جهادی شکل گرفته و هدف نهاییاش برقراری حکومت اسلامی است.

این تضاد بنیادین، هرگونه مذاکره سیاسی پایدار را بین دو طرف غیرممکن ساخته است.نقش روسیه در تقویت موقعیت نظامی دمشقموسکو از سال ۲۰۱۵ با ورود مستقیم نیروهای هوایی و مستشاران نظامی، تعادل قدرت را به نفع بشار اسد تغییر داد. حملات هوایی روسی بر روی مراکز فرماندهی، انبارهای موشکی و خطوط تامین تحریرالشام، ظرفیت تهاجمی این گروه را به شدت کاهش داده است.

دامه داده است.استراتژیهای تحریرالشام در مقابله با تفوق هواییبرای خنثی کردن تفوق هوایی روسیه و سوریه، تحریرالشام روی تاکتیکهای جنگ ناهمسنگ تمرکز کرده است.

استفاده از موشکهای ضدتانک هدایتشونده، پهپادهای خودکشی، و شبکههای حفرهای در مناطق کوهستانی ج الزاویه و سهل الغاب، از مهمترین ابزارهای دفاعی این گروه است. همچنین کنترل معبر باب الهوا و مدیریت امور مدنی در ادلب، مشروعیت داخلی را برای تحریرالشام تقویت کرده و امکان جذب نیرو و منابع مالی را فراهم آورده است.آینده معادله شمال سوریهبا وجود وقفههای نسبی ناشی از توافقهای موقت، احتمال تشدید درگیریها همچنان بالا است.

روسیه به دنبال تحمیل تسویهای است که تحریرالشام را از حاشیه ترکیه دور کرده و کنترل ادلب را به دمشق بازگرداند، در حالی که تحریرالشام با تکیه بر حمایتهای ضمنی منطقهای و پویاییهای داخلی، سعی در حفظ خودمختاری نظامی و سیاسی دارد. این توازنِ ترس، شمال سوریه را به یکی از پرخطرترین نقاط اشتعال در خاورمیانه تبدیل کرده است.